Lilypie - Personal pictureLilypie Third Birthday tickers طاها پسری از سرزمین باران

طاها پسری از سرزمین باران
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

 

سلام بر همه دوستان

 

دوباره اومدیم بعد از 18 ماه دوری

[ پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 ] [ 10:34 ] [ بابای طاها ]

                عكس

تولد لحظه ای است عاشقانه برای آنانکه به انتظار نشسته اند ، لحظه ای که میتواند برای هر شخصی تداعی خاطره ای خوش و ماندگار باشد ، آنگاه همان لحظه خوش ، تولد زیباترین هدیه خداوندی برای پدر و مادر باشد و چه زیباتر که آن زمان تداعی کننده بهترین حالات و معراج بشریت باشد آنگاه که منادی عشق ، دلنشین ترین ترانه خداوندی را می سراید لحظه وصل با معبودیت و در آن هنگاه فرزند دلبندمان " طاهای عزیز " همراه نوای خوش لبیک یار << اذان مغرب >> با حضورش زندگیمان را دوصد چندان روشنی بخشید .

اینک که طاهای عزیز وارد چهارمین سال زندگی خویش گشته ، به سرانجام رساندن این گوهر الهی به بهترین شکل ممکن به عنوان یک انسان صالح و وارسته مهمترین دغدغه زندگی من و مادرش گشته آنچنانکه که این وارستگی شایسته نام زیبایش باشد .

"  بارالها در این راه پر فراز و نشیب قدمهایمان را استوار گردان  "

طاهای عزیز آرزو داریم برایت سالهائی سرشار از سلامتی و حس زندگی، سالهائی لبریز از ایمان به خدا، آرامش قلب، محبت به دیگرانو احساس زندگانی سالم و شاکریم به خاطر نعمتی که خداوند مهربان به من و مادرت داده . الهی که همیشه سلامت باشی


ادامه دارد .....


ادامه مطلب
[ دوشنبه چهاردهم اسفند 1391 ] [ 18:52 ] [ بابای طاها ]
سلام آدم برفی من:

امروز اولین برف زمستانی بعد از 5 سال شروع به باریدن کرد و طاها هم که اولین بار بود برف از نزدیک میدید خیلی ذوق زده شد 

به من میگفت مامانی زنگ بزن به بابائی : زنگیدم گوشی رو از من گرفت و گفت بابا بیا خونه برف ببین ، کوچولوی من فکر میکرد فقط تو حیاط خونمون داره برف میباره

حیف که این باریدن برف فقط تا غروب بیشتر طول نکشید منم از فرصت استفاده کردم و چند تا عکس از پسرکم  گرفتم وبعد از قطع شدن برف بارون شروع به باریدن کرد و تموم برفها رو آب کرد .

تو این عکس کاملا معلومه که چقدر گل پسر براش عجیب بود و با تعجب نگاه میکنه


[ پنجشنبه بیست و هشتم دی 1391 ] [ 2:26 ] [ مامانی طاها ]
درباره وبلاگ

سلام به همه عزيزان من طاها هستم متولد روز جمعه ساعت 18.52 مورخه 14/12/1388
غروب یه روز سرد زمستون چشای قشنگم به این دنیا باز شد همه این خاطرات و مطالب رو مامانی و بابائیم برام مینویسن تا برام خاطره اي باشه ماندگار / راستي يادتون نره كه حتماً در مورد وبلاگم نظر بدين